السيد محمد حسين الطهراني

421

معاد شناسى (فارسى)

در معارف الهيّه به معانى ظاهريّهء عبارات نبايد توجّه كرد إنَّا مَعَاشِرَ الانْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ . « 1 » « ما جماعت پيامبران مأموريم كه با مردم به قدر عقل‌هايشان سخن گوئيم . » ابوابى را از معارف به روى ما مىگشايد ؛ از طرفى از جمود و حمل الفاظ به معانى مادّيّه و طبيعيّه در معارف الهيّه ما را رها مىكند ، و از طرفى نيز بكلّى به ما اجازه نمىدهد كه فقط آنها را بر معانى صرفه حمل كنيم ؛ بلكه بايد به معانى متشكّله و متصوّرهء متناسب با آن عالم بدانيم . حال كه اين مطالب روشن شد معلوم مىشود كه : وسيله حقيقةً منبرى است و حقّاً هزار پلّه دارد ، ولى منبر و پلّه‌هايش متناسب با آن عالم است ؛ و لواء نيز حقّاً پرچمى است و داراى پيكان و زُجّ و چوب و ريشه و حاشيه است ، ولى متناسب با آن عالم . خداوند به حقّ محمّد و آله الطّاهرين ، ما را در تحت آن لواء درآورد ، تا ببينيم و تماشا كنيم كه چگونه است ؟ علّت تسليم لواء حمد به رسول الله و أمير المؤمنين عليهما السّلام آن لواء را در وهلهء اوّل به دست رسول الله مىسپارند ؛ و آن لواء لواء حمد است ، زيرا مقام محمود همانطور كه گفتيم اختصاص به آن حضرت دارد ؛ يعنى مقامى كه حمد هر حامدى به هر محمودى با هر گونه حمدى به آنجا برسد .

--> ( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ، ص 23 ؛ و « تحف العقول » ص 37 ؛ و در « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 17 ( روضهء ) ص 41 ؛ و در طبع حروفى ، ج 77 ، ص 140 ، از « تحف العقول » روايت كرده است .